ایام عجیبی سپری می شود روزگاری است که فقرا زیر چرخ سرمایه دار له می شوند به جرم فقیر بودن به مسلخ می روند دوستی داشتم می گفت که فرزندش کم خونی دارد دکتر گفته است باید هفته ای یکبار کباب بخورد ولی به دلیل وضع بد اقتصادی نمی تواند چرا چون 200000 تومان حقوق می گرفت یک زیر زمین نمدار اجاره کرده است برجی 100000 کرایه می دهد سه عدد بچه دارد برجی 85000 فسط می دهد به خدا قسم شما بگویید با 15000 تومان می توانند 5 نفر زندگی کنند دلیل این وضع چیست اینست که به ما فقرا نرسیدند ایران فقط تهران و از میدان ولیعصر به بالا بود کشاورزان زمینهای خود را رها کردند و به شهر آمدند و در نقاطی حاشیه شهر باغها تبدیل به منزل بدون اصول شهرسازی شد و کوچه ها بدون اصول ساخته شد اگر زلزله بیاید جنازه هااست که زمین می ماند این افراد چون اکثرا کشاورز بودند مهارت و سوادکافی ندارند به سراغ مجموعه های صنعتی آمدندو حاضر شدند برای تامین یک لقمه نان شرافتمندانه هر کاری را در شرکت از خدمات تا کارگر صفر تولیدانجام دهند هیچ امنیتی شغلی وجود ندارد قرداد 1 ماهه حتی 15 روزه اگر حرفی بزنی فردا دم در کارتت را بر می دارند به نظر شما باید چنین فردی چه کند سن بالا ،5 سر عایله، روز به روز پیر تر می شود ازخجالت زن و بچه ،وقتی موقع عید می شودهمه شادند ولی عزای آنها تازه شروع می شودباید لباسهای سال قبل را رفو کنندو تنش کنند یا لباسهایی با قیمت کم می خرند .بچه هایش وقتی خانه فامیلهایش عیدی می گیرند فکر خرید برای خود هستند ولی والدین از آنها می گیرد و به یک زخم خود می زند با دیدن یک سفره رنگی منزل یک فامیلشان بغض می کنند دلشان می خواهد آنها حداقل ماهی یکبار از آن غذاها داشته باشندهمش فکر وسایل بچه های فامیل هستند و به آن حسرت می خورند کل سیزده روز عید باید تو شهر خودشان باشند تا نزدیکترین شهر نزدیک شهرشان نمی توانند بروندچون پول ندارند کمی در زمینه این افراد فکر کنیم ببینیم چرا این طوری شد چرا عده ای سالی چند بار به اروپا می روند و عده ای پول ندارند برای کودک مریضشان دارو بخرند آیا این عدالت است
سلام
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 23:44 توسط جواد لطیف
|
سرباز جنگ نرم هستم عاشق مولا حامي دكترجليلي ضد مرفهين بي درد